close
تبلیغات در اینترنت
معنی درس سوم فارسی دهم
loading...

سکوی دهم | یازدهم | دوازدهم

خورجینکی ِ بـود کـه کتـاب در آن مـی نهادم، بفروختم و از بهـای آن د َ ر َ مکی چند، سـیاه، در کاغـذی کـردم کـه بـه گرمابهبـان دهـم، تا باشـد کـه ما را َ د َ مکـی زیـادت تـر در گرمابـه بگذارد که شـوخ از خود بـاز کنیم. چون آن درمکهـا پیش او نهادم، در ما نگریسـت؛ پنداشـت که مـا دیوانه ایـم. گفت«:بروید که هـم اکنون مـردم از گرمابه بیـرون میآیند،» و نگذاشـت که مـا به گرمابه دررویـم. از آنجابـا خجالـت بیـرون آمدیم و به شـتاب برفتیـم. کودکان بـر در گرمابه، بازی میکردند؛ پنداشـتند که ما…